لازم نیست

پخته بودن را دوست دارم از آن جهت که هر حسی می آید بدون شتابزدگی مزه مزه اش می کنم و با ترازوی عقل کمی بالا پایین، بعد بدون اینکه عذاب وجدان داشته باشم رو راست و صادق به خودم می گویم گیرم که او مادرم است، گیرم که همه این کارهای احمقانه را انجام داده است، لازم نیست او را مثل سابق عزیز بدارم کافیست که کمی دوستش بدارم و فراموشش نکنم، و آن فردا که از فکر کردنش قلبم فشرده می شود؟ اگر آن فردا آمد آن وقت فکری می کنم لازم نیست از امروز نگران آن فردایی باشم که شاید بیاید شاید نه...

منبع اصلی مطلب : مثل ماه شب چهارده
برچسب ها : لازم نیست
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : سی و اندی سال